مدیوم

بدن‏ِ سوژه‌ی موجود

مدیوم

بدن‏ِ سوژه‌ی موجود

سلام خوش آمدید
درباره کتاب طومار شیخ شرزین از بهرام بیضایی

داستان کتاب طومار شیخ شرزین در زمان فرمانروایی مغولان یا تاتارها بر ایران می‌گذرد.

یکی از دبیران کتابخانه هنگام سوختن برخی از طومارهای کتابخانه، اتفاقی طوماری از استادش شیخ شرزین پیدا می کند که برای دادخواهی از صاحب دیوان نوشته بوده است. متن طومار بخشی از سرگذشت شرزین پسر روزبهان، دبیر دارالکتّاب سلطانی است که از پس نوشتن رساله ای به نام دارنامه شیوخ دیگر او را متهم به کفر و ارتداد می کنند.

شیخ شرزین، چهره اصلی این داستان که عمیقاً باور به خردورزی دارد، در دارنامه به ستایش خرد پرداخته است و شیوخ حسود که معتقد به تابعیت محض از نوشته‌های پیشینیان هستند، از نوشته‌های شرزین که حرف نو گفته است خشمگین می شوند و او را مورد بازجویی قرار می‌دهند.

شرزین برای جان سالم به در بردن کار خود را به ابن سینا نسبت می‌دهد؛ ولی بعد که دارنامه همچون کتاب تازه‌ پیدا شده ابن سینا مورد استقبال شیوخ و سلطان وقت قرار می‌گیرد، شرزین در حضور سلطان بیان می کند که دارنامه را خودش نوشته است.

دو برش از کتاب طومار شیخ شرزین

*صدای شرزین: بدانند نام پدرم _ خدای آمرز _ روزبهان دبیر بود، و سالم به سه نرسیده، قلم در دست مشق خط می کردم. و در هفت سالگی به تجلید و کتابت پرداختم؛ و از آنجا بود که به خواندن رسالات و کتب میل کردم، و در جبر و اصول و حکمت و موسیقی و شعر تفحص کردم. و چون پدرم _ که خدایش رحمت کناد _ گذشته شد و جهان را به ما گذاشت، پیشه ی وی پیشه کردم، و سرانجام در دارالکتاب همایونی مرا به دبیری گماشتند، تا آن زمان که رساله ای برنوشتم نامش (دارنامه) و در آن خرد را به درختی مانند کردم که اگر بپروریش ببالد ورنه بیخ آن خشک شود.

* در دست راست رود جهالت است و در دست چپ دریای ظلمت و آن به این می‌ریزد. و دریا‌گذاران بر زورق‌های تزویرند؛ که «تا»ی آن تهمت است، و «زا»ی آن زشت‌گردانیدن روی جهان، و «واو» آن ویل است که مر ایشان بساخته‌اند از بهر بینایان بر غرض‌هاشان، و «یا»ی آن یاس است از برای جهانیان، و «را»ی آن ریاست است که می جویند در نهان...

  • Ahmad Nia
چگونه فلسفه بخوانیم؟ از علی نجات غلامی

نویسنده این مقاله خواندنی بر آن است: "....متاسفانه فلسفه به‌علت برخی دشواری‌ها انسان را در حین مطالعه سر درگم می‌کند و در نتیجه بسیار پیش می‌آید که یا نتیجه‌ای گرفته نمی‌شود و یا اینکه انحرافی اساسی صورت می‌گیرد. برخی از این مشکلات ذاتی فلسفه‌اند و برخی عارضی که به‌صورت فهرست‌وار تعدادی از آنها را در زیر بیان می‌کنم و اندکی توضیح می‌دهم. سپس طریقه پیش نهادیم را به صورت گام‌بندی شده ارائه می‌کنم. و در انتها یک کتابشناسی از آثار مهم ارائه می‌دهم."، با او همراه می‌شویم.

  • Ahmad Nia
ویژگی‌های فانتستیک در داستان «سگی که خدا را دید» از دینو بوزاتی

تزوتان تودوروف (۱۹۷۷) مدعی است که ویژگی فانتستیک با بازشناخت یک بلاتکلیفی و تردید بین "امر باورکردنی" و "امر باورنکردنی" در خواننده مشخص می‌شود. آنچه در بلاتکلیفی و تردید آشکار می‌شود، ما را به ابهام فانتستیک‌ سوق می‌دهد که این ابهام ناشی از تردید در ادراک (رویدادها نسبت به شخصیت‌ها) و تردید در زبان (شخصیت‌ها نسبت به رویدادها) است. از این‌رو، از طریق تداعی، کنایه و تلقین، سخن (دیسکورس) فانتستیک با عناصر سبک‌شناختی و بلاغی شکل می‌گیرد تا با آنچه ناپایدار است یکی شده و دگردیسی زمان و مکان را به نفع رویدادهای شگرفی که بر شک، بلاتکلیفی و غرابت استوار است، تسهیل کند.

تمثیل‌های دست و پا گیر، نشانه‌های سورئال، ابداعات علمی تخیلی، که به‌نظر می‌رسد به واقعیت‌های ممکن استعاره‌ای و تخیلی فانتستیک اشاره دارند، در روایت‌های دینو بوزاتی، در فضایی جادویی، حسی از اندوه پیش از تناقض‌گویی وجود انسان را آشکار می‌سازد. انسان فرهیختۀ دیرباور و نکته‌بین، ویژگی‌های خاص خودش را پرورش می‌دهد و آنها را در صور روایی و بصری بازیابی می‌کند، تا در جایی‌که رویداد فانتستیک، موضوعی تکراری است به رمز و راز پیوند بزند، همان‌طور که در داستان «سگی که خدا را دید» می‌توان دید. در واقع، رابطه اسرارآمیز سگ و گوشه‌نشین، رویدادهای شگرف مربوط به تغییر دهکده و مردمی که در آنجا زندگی می‌کنند، از طریق یک بازی ظریف، به زیبایی‌شناسی فانتستیکی منجر می‌شود که در داستان تناقض را پدید می‌آورد.

  • Ahmad Nia
مدیوم

«بدن مدیوم کلی ما برای داشتن یک جهان است.»
موریس مرلوپونتی